اقلیمخبرخبر فوریویژهویژه سطح دویادداشت

کاش ظرفیت کیانی را هم نگاه کنید!

✍️مصطفی فراغت 

به گزارش مشق ‌صلح، زندگی کاری این روزهایِ مهرداد کیانی شهردار کرج شاید چندان باب‌میل او نباشد، یعنی اگر تا قبل از شهردار شدن صد تارِ مویِ سفید داشته، شده سیصدتا، شاید هم بیشتر، تعداد دقیقِ دقیق اگر می‌خواهید به نظرم باید شمرده شود، کاش بهشتیِ جوان زحمتِ ورق زدن موهایِ آقا مهرداد را بکشد. 

اگر از باب‌میل نبودنِ این روزها گفتیم دلیل دارد؛ چون در خطبه‌ها از عملکردش انتقاد شده، از انجام معامله‌‌مذموم نهی شده و این روزها در شورا هم رفقایِ گرمابه و گلستان؛ کمی پشتِ او را خالی کرده یا در حالِ خالی کردنند. حالا کی کاملا جلوی او را سد کنند الله و اعلم!

حالا منظور از سد کردن، بستن راه نیست، به نظرم فهمیده باشید، یعنی آدم‌هایی که حامی بوده‌اند اکنون اندکی تغییر فاز داده‌اند، شاید، چاره‌ای هم نمانده. شاید هم، نقدها واقعا جدی‌ است. یعنی چوب‌خط‌ها‌ پر شده. بالاخره آدم‌ها تا یک‌جاهایی می‌توانند حمایت کنند؛ تا یک‌جاهایی می‌توانند هزینه بدهند و الخ!  

آخرین نمونه این آدم‌هایی که تا پیش از این حامی بود و اکنون حامی‌منتقدِ عملکردِ شهردار شده‌اند «علیرضا رحیمی» است. شاید برای کیانی هم قابل هضم نبود رحیمی چنین کند. اما کرد. تقریبا به جز چندتایی همه کرده‌اند! 

سه‌شنبه بیست و سوم مردادماه. همین دیروز. ساعت کمی به ۳ بعدازظهر مانده بود که رحیمی در تذکرِ کوتاهی خطاب به شهردار این‌چنین گفت؛ که امام جمعه محترم انتقاد کرده؛ که نماینده مجلس فلان چیز را گفته و فلان خبرنگار چُنان نوشته‌ (شاید من)، پس باید کاری کرد. او حتی از اعضا خواست بعد از جلسه رسمی، یعنی همین دیروز به این موضوع بپردازند؛ در حضور خودِ شهردار. 

خلاصه بعضی وقت‌ها هم اینطور می‌شود، یعنی با همه مزایایِ پیدا و پنهانی که شهردار شدن دارد با همه کلاس‌ها و احترام‌ها، و با همه سختی‌ها و استرس‌ها و بهشتی‌ها چنین روزهایی را هم دارد؛ که رفیق و همراهِ تو، بنا به دلایلی، روبروی تو بنشیند، چشم در چشم تو کُند، میکروفن را روشن کند، و بگوید آنچه که نباید. این هم از تلخی‌های شهردار بودن است، که باید بنشیند و فقط نظاره کند و حرص بخورد! شاید اگر من شهردار بودم و هر هفته علیه‌ من نطقی سر دادده می‌شد یک‌جایی کم می‌آوردم؛ یک‌جایی یکهو بلند می‌شدم و یکهو هم می‌نشستم!

به هر حال خیلی‌ها دوست دارند شهردار باشند و انتقاد بشنوند، خیلی‌ها دوست دارند شهردار باشند و عضو شورایِ سمج داشته باشند؛ که هر جلسه در صحن نطق کند، که بازی را بهم بزند، که داد بزند و از این جور چیزها و او چاره‌ای نداشته باشد جز آن‌که فقط بنویسد و نظاره کند و اندکی لبخند چاشنی آن کند و کمی هم سرش‌ را تکان دهد. 

اما به نظرم ظرفیت‌

کیانی آهسته‌آهسته در حال پُر شدن است، اگر از این ظرفیت نصف باقی مانده بود با صحبت‌هایِ رحیمی حالا یک سوم شده، هر چند که نرم شدن قاسم‌پور و منعمی و باقی دوستان این روزها به ظرفیت او (شاید) افزوده؛ اما نقدِ رحیمی چه هماهنگ شده چه ناهماهنگ؛ ضربه بدی به ظرفیتِ او بود. 

باید ببینیم تَه این «شل‌کن و سفت کن»های اعضای شورا چه خواهد شد، و همینطور آخرین وضعیتِ تارهایِ سفیدِ سر و رویِ کیانی. باید به انتظار بنشینیم و ببینیم که کجا یکبار برای همیشه این پیچ‌ها سفت و ظرفیتِ شهردار کجا و در هنگامه چه نطقی برای همیشه خالی خواهد شد!

@mashghesolh

نمایش بیشتر

دیگر خبرها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا